<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<book id="xr-bedtimestoriesEN" indent="N" lineheight="1.5" paraheight="1.33" letterspacing="1" fontsize="50" noparas="true" changetoken="20170818.100801248">
	<page pageno="0">
		<para>قصه‌های شب</para>
	</page>
	<page pageno="1">
		<para>نام من چیستا است. می‌خواهم بخوابم.</para>
	</page>
	<page pageno="2">
		<para>مادرِ من هرشب پیش از خواب برای من قصه می‌گوید.</para>
	</page>
	<page pageno="3">
		<para>یکی از قصه‌ها درباره‌ی یک قورباغه‌ی پُرحرف است.</para>
	</page>
	<page pageno="4">
		<para>قصه‌ی دیگر درباره‌ی یک موشِ کوچک است.</para>
	</page>
	<page pageno="5">
		<para>موش کوچک درون ریش‌های پادشاه زندگی می‌کند. شاه، موش را با خود به همه جا می‌برد.</para>
	</page>
	<page pageno="6">
		<para>مادرم یک قصه‌ هم درباره‌ی فیلی به‌نام خاکستری برای‌ام می‌گوید.</para>
	</page>
	<page pageno="7">
		<para>خاکستری دوست دارد پرواز کند! او به جاهای خیلی دور سفر می‌کند.</para>
	</page>
	<page pageno="8">
		<para>قصه‌ای که من بیش‌تر از همه دوست دارم، درباره‌ی یک ببر است. او درونِ گودالی می‌افتد.</para>
	</page>
	<page pageno="9">
		<para>یک روباه باهوش، ببر را نجات می‌دهد. پس از آن روباه و ببر با هم دوست می‌شوند.</para>
	</page>
	<page pageno="10">
		<para>من هر شب به قصه‌های مادرم گوش می‌دهم و پس از آن می‌خوابم.</para>
	</page>
</book>
