<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<book id="xr-notafraidEN" indent="N" lineheight="1.5" paraheight="1.33" letterspacing="1" fontsize="50" noparas="true" changetoken="20170829.134555979">
	<page pageno="0">
		<para>من نمی‌ترسم</para>
	</page>
	<page pageno="1">
		<para>من یک دختر بزرگ هستم. من به تنهایی از خانه بیرون می‌روم.</para>
	</page>
	<page pageno="2">
		<para>خیلی تاریک است! کسی آن‌جاست؟ تو کی هستی؟</para>
	</page>
	<page pageno="3">
		<para>این فقط یک گربه است. من نمی‌ترسم.</para>
	</page>
	<page pageno="4">
		<para>الان یک چیز بزرگ و سیاه می‌بینم. آن چیست؟</para>
	</page>
	<page pageno="5">
		<para>این فقط یک چاه است. من نمی‌ترسم.</para>
	</page>
	<page pageno="6">
		<para>من یک صدا می‌شنوم. کریک، کریک، کریک. این صدای چیست؟</para>
	</page>
	<page pageno="7">
		<para>این خواهر من است که دارد از چاه آب برمی‌دارد. من نمی‌ترسم.</para>
	</page>
	<page pageno="8">
		<para>من صدای قدم زدن کسی را می‌شنوم. تو کی هستی؟ تو کی هستی؟</para>
	</page>
	<page pageno="9">
		<para>او مادر من است. او از سر کار به خانه برگشته است.</para>
	</page>
	<page pageno="10">
		<para>من دختر بزرگی هستم. من از هیچ چیزی نمی‌ترسم.</para>
	</page>
</book>
