<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<book id="xr-favouritefriendEN" indent="N" lineheight="1.5" paraheight="1.33" letterspacing="1" fontsize="50" noparas="true" changetoken="20170821.111447979">
	<page pageno="0">
		<para>دوستِ محبوب ما</para>
	</page>
	<page pageno="1">
		<para>دوستِ محبوبِ ما همیشه به ما کمک می‌کند. می‌توانی حدس بزنی که او چه کسی است؟</para>
	</page>
	<page pageno="2">
		<para>دوستِ محبوب ما دُم‌جنبانک است. او دوست بسیار مفیدی است.</para>
	</page>
	<page pageno="3">
		<para>من کرگدن هستم. وقتی یک کک روی پوست من می‌نشیند، خشمگین می‌شوم.</para>
	</page>
	<page pageno="4">
		<para>دُم‌جنبانک همه‌ی کک‌ها را می‌خورد. او دوستِ محبوب من است.</para>
	</page>
	<page pageno="5">
		<para>من تمساح هستم. من احساس بدی دارم چون نمی‌توانم دندان‌های‌ام را مسواک بزنم.</para>
	</page>
	<page pageno="6">
		<para>دُم‌جنبانک دندان‌های مرا تمیز می‌کند. او دوستِ محبوب من است.</para>
	</page>
	<page pageno="7">
		<para>من یک زرافه هستم. از این‌که نمی‌توانم سرم را بخارانم ناراحت‌ام.</para>
	</page>
	<page pageno="8">
		<para>دُم‌جنبانک می‌تواند همان جایی را که می‌خارد، برای‌ام بخاراند. او دوستِ محبوب من است.</para>
	</page>
	<page pageno="9">
		<para>دُم‌جنبانک با همه‌ی ما فرق می‌کند. ما چهار پا داریم اما او دو بال دارد.</para>
	</page>
	<page pageno="10">
		<para>دُم‌جنبانک دوست محبوب ماست. ما آواز خواندن او را دوست داریم.</para>
	</page>
</book>
