<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<book id="xr-ralawantstoflyEN" indent="N" lineheight="1.5" paraheight="1.33" fontsize="42" changetoken="20171206.161725578">
	<page pageno="0">
		<para>رویا می‌خواهد پرواز کند</para>
	</page>
	<page pageno="1">
		<para>رویا دوست دارد بیرون از پنجره را ببیند. او به پرندگانی که در آسمان پرواز می‌کنند، نگاه می‌کند.</para>
	</page>
	<page pageno="2" picjustify="left">
		<para>رویا آرزو دارد که بتواند مانند یک پرنده پرواز کند.</para>
		<para>او در خیالش در بالای ابرها پرواز می‌کند.</para>
	</page>
	<page pageno="3">
		<para>رویا مانند پرنده‌ها بال ندارد.</para>
		<para>اما او می‌داند که راه‌های دیگری هست که او می‌تواند پرواز کند.</para>
	</page>
	<page pageno="4" picjustify="right">
		<para>رویا می‌تواند با یک بالون پرواز کند.</para>
		<para>او می‌داند که بالون چه‌طور پرواز می‌کند.</para>
		<para>هوای گرم وارد بالون می‌شود و آن را بلند می‌کند.</para>
	</page>
	<page pageno="5" picjustify="right">
		<para>رویا می‌تواند با یک بالگرد پرواز کند.</para>
		<para>او می‌داند که بالگرد چه‌طور پرواز می‌کند.</para>
		<para>بال‌های بالگرد خیلی تند در هوا می‌چرخند و سبب می‌شوند که بالگرد در آسمان بماند.</para>
	</page>
	<page pageno="6" picjustify="left">
		<para>رویا هواپیماها را بیشتر از همه دوست دارد.</para>
		<para>او می‌داند هواپیماها چه‌طور پرواز می‌کنند.</para>
		<para>آن‌ها موتورهایی دارند که هواپیما را در هوا به سوی جلو می‌برند.</para>
	</page>
	<page pageno="7" picjustify="right">
		<para>رویا به آسمان نگاه می‌کند و یک هواپیما را می‌بیند.</para>
		<para>در میان سر و صدای هواپیما، رویا فریاد می‌زند: »سلام«!  او با خود می‌گوید: »این هواپیما کجا می‌رود؟«</para>
	</page>
	<page pageno="8">
		<para>بعد از آن رویا یک آرزو می‌کند.</para>
		<para>آرزوی او این است که وقتی بزرگ شد یک خلبان شود.</para>
	</page>
	<page pageno="9" picjustify="left">
		<para>رویا خیال می‌کند وقتی خلبان بشود چه‌کار می‌کند.</para>
		<para>او می‌تواند بالای ابرها پرواز کند. او می‌تواند برای پرنده‌ها دست تکان دهد و برگردد.</para>
	</page>
	<page pageno="10" picjustify="right">
		<para>با هواپیما، رویا می‌تواند همه‌جا برود.</para>
		<para>او درباره‌ی همه‌ی جاهایی که می‌تواند در آینده ببیند، فکر می‌کند.</para>
	</page>
	<page pageno="11" picjustify="left">
		<para>رویا در کابین خلبان و در جلوی هواپیما خواهد نشست.</para>
		<para>او پشت دستگاه کنترل هواپیما می‌نشیند و هواپیما را به پرواز درمی‌آورد.</para>
	</page>
	<page pageno="12">
		<para>الان رویا فقط می‌تواند موشک‌های کاغذی را به پرواز دربیاورد. آن‌ها زیاد بالا نمی‌روند و او هم نمی‌تواند روی آن‌ها بنشیند. اما آن‌ها سرگرم کننده هستند.</para>
	</page>
</book>
